فربود

راهبری

مربیگری

صندلی خالی، و دسترسی که هنوز باز نشده.

به همکار کمک می‌کند خودش راه را ببیند، به جایش کار را نمی‌قاپد.

ساعت ده و بیست، کیان نمی‌داند فرم را چه کسی امضا کند. پر کردن فرم به‌جای او یعنی «راه‌حل را دیکته می‌کنم و فرصت فکر را می‌گیرم.» دفعهٔ بعد همان‌جا گیر می‌کند.

ساعت سه و نیم پشت میز، تکرار «جدی‌تر باش» برای الهام یعنی «رفتار مشخص نام نمی‌برم.» پروندهٔ این هفته دست نمی‌خورد.

پرسیدن جای امضای دیروز، راه را با یک سؤال نشان می‌دهد: «با یک سؤال راه را نشان می‌دهم.» نام بردن یک رفتار از پروندهٔ این هفته، مربیگری را به کار واقعی وصل می‌کند: «مربیگری را به کار واقعی وصل می‌کنم.»

سؤال، اگر حرف طرف تمام نشده باشد، دیکتهٔ مؤدبانه است. گوش دادن فعال، جای مربیگری را باز می‌کند. گوش دادن فعال

راهبری · گوش دادن فعال · یک بعدازظهر را بازی کنید