حل تعارض

اختلاف را روی کار میآورد، نه روی شخص، و یک قدم مشترک میسازد.
ساعت یازده و ده، گروه به شخص کشیده نه به کار. ساکت کردن جمع با برنده اعلام کردن محصول یعنی «یک طرف را برنده میکنم.» معیار گم میشود.
ساعت سه و پنجاه و پنج روی میز تحویل، خلوت کردن میز به قیمت حق دادن به یک طرف یعنی «آرامش را به جای معیار میخرم.»
موضوع را روی قلم و صاحب کار آوردن، شخص را از کار جدا میکند: «شخص را از کار جدا میکنم.» روی میز تحویل سه تکه معیار مشترک میشود: «قدم مشترک را میبندم.»
تعارض معیار مشترک میسازد. مذاکره همان معیار را به یک داد و ستد کوچک وصل میکند. مذاکره
ارتباط و اثر · مذاکره · نمونهٔ گزارش · یک بعدازظهر را بازی کنید
