استقامت

بعد از ضربه، کار را جمع میکند و به مسیر برمیگردد.
ساعت دو و بیست، لیلا فهمیده انتشار این هفته به شکل دیروز نمیرود. تمام کردن جلسه و غیب شدن یعنی «بعد از ضربه غیب میشوم.» کف امروز بیقدم میماند.
ساعت چهار و چهل پشت میز، گفتن به ندا که امروز چیزی ننویسد یعنی «بعد از ضربه کار را رها میکنم.»
یک دامنهٔ کوچک برای امروز، کار را بعد از ضربه جمع میکند: «کار را بعد از ضربه جمع میکنم.» پشت میز، حال کوتاه پذیرفته میشود و دو جملهٔ کاری همان روز برمیگردد: «همان روز به کار برمیگردد.»
برگشتن بعد از ضربه، اگر کار را رها کنی، فقط آرام شدن است. پایداری همان کار را با راه تازه پیش میبرد. پایداری
