ابتکار

منتظر دستور نمیماند وقتی کار بیصاحب روی زمین است.
ساعت سه و پنج، پوشه روی میز تحویل صاحب ندارد. منتظر ماندن تا یکی از دو واحد شروع کند یعنی «کار را میبینم و دست نمیزنم.» عصر بیاصلاح میماند.
ساعت نه و پنجاه و پنج در جلسه، منتظر ماندن تا لیلا بعد از جلسه بنویسد یعنی «شروع را به دیگری میسپارم.» غایب سه خط را نمیبیند.
نام بردن خودت بهعنوان صاحب موقت تا عصر، حد کار را هم میگوید: «بدون دستور شروع میکنم و حد کار را میگویم.» پیشنویس وسط میز بیدستور شروع میشود: «بیدستور شروع میکنم.»
شروع کردن بدون گفتن سهم خودت، دخالت است. مسئولیتپذیری همان شروع را به اسم تو وصل میکند. مسئولیتپذیری
