مذاکره

چیزی میدهد و چیزی میگیرد، و هر دو طرف میدانند چه مانده.
ساعت یک و ربع، لیلا و رضا هر دو وقت آرمین را میخواهند. دادن تمام عصر به یک طرف یعنی «یک طرف را کامل برنده میکنم.» راهرو بعداً دو روایت میسازد.
ساعت چهار و بیست پشت میز، وسط را بیمعنی کردن یعنی «طیف را به دو سر تقلیل میدهم.» تماس یا با قول کامل میرود یا هیچ.
ساعت مشترک مشخص میکند هر کس چه گرفته: «هر دو طرف میدانند چه گرفتهاند.» پشت میز هم هر دو چیزی میدهند: «هر دو طرف چیزی میدهند.»
مذاکره بدون دلیلِ به زبان طرف، چانهزنی است. اقناع بدون داد و ستد، فقط حرف قانعکننده است. اقناع
